شيخ ذبيح الله محلاتى

63

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )

منقول از كتاب عقلاء المجانين حسن بن محمد نيشابورى است كه گويد شخصى اديب عاقل شاعر بافهم عامر نامى با آن‌همه فضل و كمال و علم و ادبى كه داشته از حظ دنيوى محروم بوده و باقتضاى طبيعت اهالى كه خريدار علم و ادب نبودند چاره را در تجنن و اظهار جنون و حماقت ديده تا يكى از دوستانش در دهى او را ديد كه اطفال او را اسباب مضحكه و مسخره‌اش قرار دادند آن مرد او را گفت اى عامر از كى بدين حال مبتلى هستى اين وقت اين شعر را انشاء نمود جننت نفسي لكي أنال غني * فالعقل في هذا الزّمان حرمان يا عاذلي لا تلمّ أخا حمق * تضحك منه فالحمق ألوان و نيز اديبى مجنونى را ديد كه خودبخود حرف مىزند چون گوش داد ديد سخن او متقن و راجع باصول دين است اين وقت پرسيد چه چيز ترا به اين حالت واداشته گفت لمّا رأيت الحظّ حظّ الجاهل * و لم أرى المغبون مثل العاقل دخلت عيشا من كرام نائل * فصرت من عقلي على مراحل و نيز على بن صلاة القصرى با اينكه از طراز اول شعراى وقت بوده در روى همين اصل تجنن و تحامق نموده و اشعار لطيفى مناسب همين حال جنون گفته و بدان وسيله بازار كاسد قديميش را رواج داده و كارش باوج اعلا رسيده و به حدى كه اشراف و ملوك و اكابر نيز بمنادمت وى رغبتى وافر داشته‌اند و از اشعار اوست طاب عيش الرفيع في ذا الزّمان * و الجهول الغفول و الصفعان فاغتنم حمقك الّذي أنت فيه * تحظ بالمكرمات و الإحسان * * * تحامق تطيّب عيشا و لا تك عاقلا * فعقل الفتى في ذا الزّمان عدوّه فكم قد رأينا ذا النهى صار خاملا * و ذا حمق فالحمق صار سمّوه و نظائر آن بسيار است كه به جهت خلاصى از مخمصه و بركنارى از فتنه جنون را بر خود مىبندند .